مادرانه‌های ایرلندی

10.22081/hk.2023.75266

مادرانه‌های ایرلندی

موضوعات


مادرانه‌های ایرلندی

نقد و بررسی انیمیشن سه‌گانه‌ی «راز کلز، ترانه‌ی دریا، گرگینه‌ها»

علی خانمرادی

چرا سه‌گانه؟

وقتی به یک مجموعه سه‌تاییِ کتاب یا فیلم و چیزهای دیگر «سه‌گانه» می‌گوییم، یعنی بی‌شک بین این سه اثر ارتباط‌هایی وجود دارد و با نگاه به هر سه اثر خواهیم دید که شباهت‌های آن‌ها باعث شده در یک مجموعه قرار بگیرند. البته همیشه هم این طور نیست که سه اثر، شبیه به هم باشند. گاهی ممکن است آن آثار، کامل‌کننده‌ی هم‌دیگر باشند یا در کنار هم مفهوم و محتوای واحدی را بیان کنند. انیمیشن سه‌گانه‌ی «راز کلز، ترانه‌ی دریا و گرگینه‌ها» به کارگردانی «تام مور» و همکارانش، انیمیشن‌هایی دو بعدی و جذاب هستند که ارتباط بین آن‌ها ارتباطی عمیق است؛ هم در ظاهر و تصاویر آن‌ها (جنبه‌ی دیداری یا عینی) و هم در محتوا و موضوعاتی که به بیننده ارائه می‌دهند (یا همان جنبه‌ی ذهنی و مفهومی آثار).

در این یادداشت قصد داریم به بررسی این مجموعه‌ی سه‌گانه بپردازیم.

انیمیشن‌هایی که مظلوم ماندند!

انیمیشن «راز کلز» در سال 2009 در رقابت با بهترین انیمیشن‌های برتر دنیا به مرحله پایانی جایزه اسکار رسید؛ جایزه‌ای که معتبرترین جشنواره سینمایی جهان است. سال 2009 انیمیشن‌هایی مانند «بالا»، «کورالین» و «شاهزاده و قورباغه» به عنوان نامزدهای نهایی اسکار بودند، که انیمیشن شرکت معروف «دیزنی» یعنی «بالا» توانست برنده اصلی شود.

پنج سال بعد انیمیشن «ترانه‌ی دریا» که بخش دوم سه‌گانه‌ی تام مور بود در سال 2014 رقابتی جذاب با انیمیشن‌های« 6 ابرقهرمان»، «غول‌های جعبه‌ای» و «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم2» داشت که باز هم رقابت را به «6ابرقهرمان» واگذار کرد و برنده اسکار نشد.

و در نهایت سال 2020 وقتی همه مخاطبان با تماشای انیمیشن زیبا و ماجراجویانه‌ی «ولف واکرز» یا همان «گرگینه‌ها» (یا گرگ‌گردان‌ها) برنده شدنِ این اثر فانتزی_ایرلندی را قطعی می‌دانستند، شرکت «دیزنی» و «پیکسار» که دو غول انیمیشن‌سازی هستند، دست به دست هم دادند و انیمیشن «روح» را به جشنواره اسکار فرستادند و این بار هم، کار چشم‌گیر و دیدنی تام مور و همکار خلاقش «راس استوارت» نتوانست برنده‌ی اسکار بهترین انیمیشن جهان شود. هر چند بسیاری از منتقدان سه انیمیشن راز کلز، ترانه‌ی دریا و گرگینه‌ها را جزء بهترین آثار تاریخ انیمیشن و آن‌ها را سه‌گانه‌ای درخشان می‌دانند.

امضای تام مور

هر کارگردانی برای خودش ایده‌ها و عادت‌هایی دارد و گاهی آگاهانه و گاه نیز بدون این که بداند یا بخواهد، عادت‌ها و ویژگی‌های سبکی خودش را در اثرش جا می‌گذارد و باعث می‌شود همه‌ی کارهایش شباهت‌های خاصی به هم داشته باشند. انیمیشن‌های تام مور هم همیشه شباهت‌ها و ارتباط‌هایی دارند که باعث می‌شوند بین هزار انیمیشن هم بتوانیم آثار او را تشخیص دهیم. این ارتباط‌ها از شیوه‌ی ساخت دو بعدی و نقاشی بودن انیمیشن‌ها گرفته تا شکل، فرم و سبک اثر و حتی مفهوم‌ها و پیام‌هایی که به صورت غیرمستقیم به آن‌ها اشاره می‌کند، دیده می‌شوند.

اگر به انیمیشن‌های سه‌گانه‌ی تام مور دقت کنید، می‌بینید که نه تنها نقاشی‌های دو بعدی آثار بسیار شبیه به هم هستند و کمترین استفاده از مدل‌سازی‌های کامپیوتری و کاربردهای دیجیتال صورت گرفته، بلکه قصه‌ها و محتوایی که انتخاب شده‌اند همه مربوط است به افسانه‌ها و اسطوره‌های بومی و محلی کشور ایرلند.

کارگردان ایرلندی در این سه اثر به قصه‌هایی از فرهنگ بومی مردم زادگاهش پرداخته و استفاده از طبیعت و باورهای قدیمی و سنتی مردم ایرلند دستمایه‌ی انیمیشن‌های تام مور قرار گرفته شده‌اند.

مادرانه‌های ایرلندی

یکی دیگر از ویژگی‌های مشترک این سه‌گانه مربوط به نقش مادر و مادرانگی است.

در انیمیشن راز کلز پسری به نام «برندان» به همراه عمویش زندگی می‌کند. عمویش راهب بزرگ «کلز» است و مردم را با ساختن دیوار به دور شهر از شر دشمنان وحشی در امان نگه می‌دارد. برندان پسری جسور و پرتلاش است که قصد دارد کتاب مقدس کلز را با جوهری سبز که خودش با کمک «برادر آیدن» که مردی حکیم و هنرمند است، تهیه کند تا کتاب مقدس را رونویسی و حفظ کند. برای این کار باید از دیوارهای شهر خارج شود و دل به جنگل و طبیعت بزند.

در این اثر با پسری مواجه می شویم که مادر ندارد و برای رسیدن به هدفش دل به طبیعت و جنگل می‌زند.

در انیمیشن «ترانه‌ی دریا» نیز پسری را می‌بینیم که مادرش را با تولد خواهر کوچولویش از دست می‌دهد و بعد با پدرش زندگی می‌کند. خواهر کوچولو با این که شش ساله شده است، اما هنوز حرف نمی‌زند. در ادامه متوجه می‌شویم که او هم مانند مادرش یک «سلکی» است. سلکی‌ها در افسانه‌های قدیمی مردم ایرلند، انسان‌هایی هستند که وقتی به دریا می‌روند و وارد آب می‌شوند، تبدیل به فک دریایی می‌شوند. حالا خواهر کوچولو که هنوز لب به سخن گفتن باز نکرده، باید برای نجات هم‌نوعانش آوازی بخواند تا طلسم آن‌ها باطل شود.

خواهر کوچولو هم دل به دریا می زند...

در انیمیشن «گرگینه‌ها» یا همان «ولف واکرز»، باز هم دختری که مادرش را از دست داده، به همراه پدرش که شکارچی گرگ است، زندگی می‌کند. باز هم دور شهر یک دیوار بزرگ ساخته‌اند (که البته بسیاری از شهرهای قدیم چنین دیوارهای محافظی داشته‌اند)، اما دختربچه‌ی قصه وقتی پنهانی به دنبال پدرش به جنگل می‌رود، با دختری گرگینه آشنا می‌شود و چون ابتدا توسط او زخمی شده است، خودش هم تبدیل به گرگینه می‌شود. البته در این انیمیشن، گرگینه‌ها وقتی بیدار هستند، ظاهر انسان دارند و هنگامی که می‌خوابند گرگ درون آن‌ها خارج می‌شود و جسم انسانی آن‌ها در خواب باقی می‌ماند.

همان طور که متوجه شدید شباهت‌ها و ارتباط‌هایی از نظر موضوعی و محتوایی بین هر سه اثر دیده می‌شود. همواره مادر شخصیت اصلی در این انیمیشن‌ها حضور ندارد، اما آیا مادرانگی و تأثیر مادر هم در انیمیشن‌های سه‌گانه نادیده گرفته شده است؟

در جواب باید اشاره کنیم که اتفاقاً به نظر می‌رسد که هر سه قصه در برگیرنده‌ی نقش پررنگ مادر هستند. گویا نویسنده و کارگردان آگاهانه تلاش کرده‌اند نقش مادر در ادامه‌ی حیات و تداوم زندگی تمام انسان‌ها و موجودات دیگر را در این مجموعه نشان دهند. می‌توان گفت در هر سه اثر مادر شخصیت‌ها (مثل مادر برندان، مادر بن و مادر رابین) با وجود این که حضور ندارند، اما تأثیر خود را بر زندگی شخصیت‌ها می‌گذارند.

در انیمیشن گرگینه‌ها وقتی مادر دختر گرگینه زخمی می‌شود، انیمیشن جوری به تصویر کشیده شده است که انگار او مادر طبیعت است و اگر بمیرد طبیعت جنگل نیز از بین می‌رود. آن‌جاست که همه‌ی گرگ‌ها و گرگینه‌ها دست در دست هم می‌دهند و برای بازگرداندن او تلاش می‌کنند و او را نجات می‌دهند.

اگر بخواهیم اشاره‌ای به رفتار دیگر شخصیت‌ها نیز داشته باشیم، باید به برادر آیدن هنرمند و راهب بزرگ در انیمیشن راز کلز و شخصیت مادربزرگ و پدر سیرشا در ترانه‌ی دریا و همچنین به شخصیت‌های پدر رابین و مادر گرگینه‌ها در انیمیشن گرگینه‌ها که گفته شد، اشاره کنیم. شخصیت‌هایی حمایت‌گر و دل‌سوز که البته گاهی مهربانی و حمایتشان با کنترل‌کردن همراه است. رفتاری که بسیاری از مادران با وجود دل‌سوزی از خود نشان می‌دهند.

CAPTCHA Image