فرشته؛ اما آدم
داستانکهایی از زندگی حضرت زهرا(علیها السلام)
انگور برای فاطمه
سعیده زادهوش
انگور شفابخش
پیغمبر به خانهی فاطمه(علیها السلام) آمد. او را در بستر دید، پرسید: «چه شده؟ چرا خوابیدهای؟»
ـ ناخوشم.
ـ دلت چیزی میخواهد؟
ـ بله، ولی حیف که فصلش نیست.
ـ مگر چه میل داری؟
ـ انگور.
پیامبر گفت: «خدا قدرت آن را دارد که هرچه بخواهیم برایمان بفرستد.»
پس دست به دعا برداشت.
خدایا! کاری کن که انگور را کسی که بهترین فرد امت من در پیشگاه توست برای ما بیاورد.
لحظاتی نگذشت که علی با زنبیلی زیر عبا از راه رسید.
ـ چه داری؟
ـ انگور برای فاطمه.
ـ اللهاکبر! اللهاکبر! خدایا همانگونه که دعای مرا با آمدن علی مستجاب کردی، شفای دخترم را در این انگور قرار بده. حضرت فاطمه(علیها السلام) انگور را خوردند و هنوز پیامبر بیرون نرفته بودند که به ارادهی خدا شفا یافتند.
زنهای تدارکچی
چون زنها نمیتوانند در جهاد شرکت کنند، در جنگ احد حضرت فاطمه(علیها السلام) چندین نفر از زنهای مدینه را جمع کردند و با آنها گروهی را تشکیل دادند تا در پشت جبهه فعالیت کنند. به قول امروزیها این عده گروه تدارکات جنگ بودند و برای رزمندگان آب و غذا میبردند. کیسهها و مشکهای آب را پشت خود میگرفتند و به میدان نبرد و سپاهیان میرساندند. در جبهه هم هرکس مجروح میشد فاطمه(علیها السلام) و بقیهی زنها زخمهایشان را پانسمان و از آنها پرستاری میکردند.
چیستان
یکبار پیامبر معمایی را مطرح کردند و پرسیدند: «چه وقت زن به خدا نزدیکتر است؟» هیچکس نتوانست جواب سؤال ایشان را بدهد. همه در حالی که به جواب معما فکر میکردند به خانه رفتند. حضرت علی(علیه السلام) هم ذهنشان درگیر پرسش پیامبر بود، پس در خانه آن را بازگو کردند.
حضرت فاطمه(علیها السلام) گفتند: «من جوابش را میدانم. اگر همیشه همراه و مراقب خانوادهاش باشد.»
حضرت علی(علیه السلام) پیش پیغمبر رفتند و گفتند: «جواب سؤال را پیدا کردم.» و گفتهی حضرت فاطمه(علیها السلام) را تکرار کردند.
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: «آن موقع که من سؤال کردم تو هم مثل بقیه جواب را نمیدانستی، پس حالا چهطور جواب دادی؟» حضرت علی(علیه السلام) گفتند: «من از فاطمه یاد گرفتم.» محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «به راستی که فاطمه پارهی تن من است.»
سلام بر فاطمه
شخصی تعریف کرده: «روزی خدمت حضرت زهرا(علیها السلام) رسیدم. ایشان به من سلام کردند. بعد پرسیدند، چه چیزی باعث شد پیش من بیایی؟ جواب دادم طلب خیر و برکت.»
فاطمه(علیها السلام) فرمود: از پدرم شنیدم هرکس سه روز بر او و بر من سلام کند، بهشت را نصیب خود کرده.
پرسیدم: آیا تا زندهاید این قانون حاکم است؟
جواب دادند: خیر، در زمان حیات ما و پس از آن چنین خواهد بود.»

ارسال نظر در مورد این مقاله